مراسم توديع و معارفه معاونان تبليغات و روابط عمومي ، هنري و مدير روابط عمومي و امور بين الملل بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس صبح امروز با حضور رييس و مسوولان اين بنياد برگزار شد. |
نوشته شده توسط در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 14:29 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 14:28 موضوع | لینک ثابت

* در اين که
مطلب ديگر مسئله ختم قرآن است. ما هفت سبع قرآني داريم؛ به اين معني که قرآن به هفت بخش تقسيم شده بوده و تقريباً هر کدام 90 – 80 صفحه به اندازه قرآن عثمان طه امروزي ما شده است؛ نزديک به چهار جزء بوده است يعني يک هفتم قرآن؛ و اين را در يک هفته مي خوانده اند. اما من در احاديث خوانده ام که پيامبر از تند خواندن قرآن و فراوان خواندن قرآن بدون تدبّر پرهيز داده است؛ چرا که تدبّر خودش آهستگي را مي طلبد و طبيعي ترين زمان را براي يک دور خواندن قرآن، يک ماه شمرده اند. اين سي جزء يا سي بخش شدن قرآن به همين معني است که هر مسلمان هر روز يک جزء آن را بخواند و هر جزء تقريباً 20 صفحه 15 سطري است که البته فکر مي کنم در کمتر از يک ساعت اين مقدار را مي شود قرائت کرد.
قدماي ما در ماه مبارک رمضان بيشتر قرآن مي خواندند. «قدما» منظورم خيلي قبل نيست بلکه همين بچگي خودم را مي گويم که ختم کردن و دوره کردن قرآن را «قرآن از سرگرفتن» مي گفتند و حداقل يک دور در طول ماه مبارک رمضان اين کار را انجام مي دادند.
قرآن تقسيمات ديگري هم دارد: يکي «سبع» که يک هفتم قرآن است؛ ديگري «جزء » است که يک سي ام قرآن است که برخي هر جزء را چهار قسمت کرده اند و برخي دو بخش کرده اند به همين جهت ما قرآن هاي 120 پاره و 60 پاره داريم. يعني 120 بخش قرآن است که در مجالس ختم (که اصلاً براي همين به آنها ختم گفته مي شود که قرآن يک دور خوانده مي شود)، چون جمعيت حاضر در مسجد هر کدام يکي از اين حزب ها را مي خوانند که حدود 5 – 4 صفحه است، قرآن دوره مي شود. نکته انتقادي که من به اين مطلب دارم اين است که در مجالس ختم يک نفر آن بالا نشسته است و با صوت خوب قرآن مي خواند و همين طور به دست کساني هم که به مسجد مي آيند قرآن داده مي شود که بخوانند. در حالي که دستور اکيد قرآن است که وقتي قرآن خوانده مي شود گوش فرا دهيد و ساکت باشيد. «اذا قري القرآن فاستمعوا له» دراينجا اگر به دستور قرآن گوش بدهيم که امر واجب است پس بايد ساکت باشيم؛ نمي توانيم هم قرآن بخوانيم و هم به قرآني که قاري خوش صدا مي خواند گوش دهيم، اگر هم نخوانيم آن 120 جزء نخوانده باقي مي ماند.

اين مشکل را من نمي دانم چطور مي شود حل کرد، ولي بنده خودم هميشه مصحف را مي گيرم و مي بوسم و نگاه مي کنم چرا که نگاه به مصحف هم برکت دارد و بر پيشاني مي گذارم و بر سر چشم مي گذارم و مي بندم و به قرائت گوش مي دهم و هر وقت فاصله اي افتاد مي خوانم؛ که البته آن موقع هم خطيب يا مداح مي آيد و صحبت مي کند و آن موقع هم نمي شود قرآن خواند. قرآن را بايد در سکوت محض خواند، حتي فقهاي ما تا آنجا پيش رفته اند که مي گويند اگر کسي در حال نماز است و صوت قرآن مي شنود، همانجاي نماز که هست بايد توقف کند و به قرآن گوش بدهد و هر وقت تمام شد به نمازش ادامه بدهد و اين اهميت اين مسئله را نشان مي دهد.
يک مسئله همين
اينجا مي رسيم به اينکه قرآن دشوار است. قرآن را بايد به استقلال ياد گرفت. قرآن را با سواد نمي شود ياد گرفت. بسياري از تحصيل کردگان در مقطع دکتري و فوق ليسانس به جز آنها که در رشته هاي ادبيات عرب يا حقوق تحصيل کرده اند، بقيه هم در خواندن قرآن دشواري دارند. با «سواد» نمي توان قرآن خواند. اين را بنده به تجربه ديده ام و از باسوادها هم امتحان کرده ام. مثلاً انّ الذين را مي خوانند انّ الزين، از يک برادر بيروتي که اينجا دکتري تاريخ مي خواند هم پرسيدم؛ گفت: براي عامه مردم عرب هم روخواني صحيح قرآن دشوار است.
الان کميسيوني در شوراي عالي انقلاب فرهنگي در صدد هماهنگي املايي قرآن است؛ به عبارتي در صدد هستند که رسم الخط قرآني را اصلاح کنند. من آنها را برحذر داشتم؛ پنج صفحه مقاله نوشتم و خدمت رياست فرهنگستان فرستادم که از آنجا به شوراي عالي انقلاب فرهنگي فرستاده شود مبني بر اين که مصحف رسم الخط قرآني را نبايد تغيير داد؛ بسياري از فقها تغيير آنها را حرام دانسته اند. اين ناهماهنگي هاي املايي که در قرآن است مثل اينکه جايي الف بلند نوشته و جايي الف کوتاه، همين را از دلايل دست نخوردگي و مصون ماندنش از هر گونه تحريف ياد مي کنند.

من اين را به عنوان ادله يا قرائني نظير ادله قبول مي کنم. الآن جهان اسلام بر يک قرائت است به جز در مغرب (يعني ليبي و مراکش و تونس که قرائت ديگري رسم است)؛ و در اسلام شناسي روايت حفص از عاصم، قرائت از قراء سبعه و قراء هفت گانه رايج است و رسم الخطي هم که نوشته مي شود عثماني است؛ همان عثمان خليفه که دستور به جمع آوري قرآن داد و الان خوشبختم که به اطلاع برادران مسلمانم برسانم و تبريک بگويم يک هزار و چهار صد سال از مصحف شدن قرآن کريم مي گذرد. چون عثمان سال 23 هجري به خلافت رسيده و در همان دو يا سه سال اول که سال 25 يا 26 هجري قمري مي شود قرآن به صورت مصحف در آمده است.
و بسيار مناسب است و انتظار مي رود کشور ما هم مثل ساير کشورهاي مسلمان اين واقعه بزرگ را، يعني گذشت يک هزار و چهارصد سال را بزرگ بدارد. در اين راستا جالب است بدانيد که حضرت علي (ع) خودش مصحفي از قرآن داشت که به قول امروزي ها پانويس داشت و گفته مي شد در مورد منافقاني که در قرآن اشاره شده بود ايشان توضيح داده و آشکار کرده بود. به اين جهت برخي خدمت ايشان عرض کردند که اين موجب سر و صدا در جامعه خواهد شد و از ايشان خواستند قرآن عثماني را که به دقت جمع آوري و با نظر بزرگان صحابه تنظيم شده بود تأييد بکند، و ائمه اثني عشر و همه يازده فرزند ايشان همين قرآن عثماني موجود را که به «مصحف امام» معروف است پذيرفتند.(مراد از امام منظور مصحف پيشوا، مصحف اصلي، و مصحف نسخه پيش نمونه است، نه به معني «امام» در مقابل «خليفه» ) بايد اين سال را سال بزرگي بدانيم و جشن مهرگان بزرگي را براي
اما پايان سخنم اين است که بسياري از عزيزان مي توانند قرآن را خوب بخوانند اما معاني آن را متوجه نمي شوند براي اينکه «خواندن قرآن» با «عربي دانستن» دو چيز متفاوت است و عربي قرآني هم با هر عربي ديگري فرق دارد و عربي قرآني به اختصاص بايد آموخته شود.
اصلاً قرآن چيزي است که هم روخواني و هم فهم معاني آن و بطون معاني آن، علم مي خواهد.
امام محمد غزالي رساله اي درباره آداب تلاوت قرآن دارد که در بحث تدبّر و اينکه بايد رو به قبله باشيم و طهارتين داشته باشيم را ياد مي کند؛ بعد هم مي گويد هر جمله اي از قرآن را که معني اش را نفهميديم بايد برگرديم و دوباره بخوانيم، گو اينکه ده بار تکرار شود. يعني تا معني آيه اي را نفهميده ايم نبايد سراغ بعدي برويم وگرنه مشمول توبيخ قرآني خواهيم شد که مي فرمايد : «تدبر در قرآن مي کنند يا اين که دلهايشان بسته شده است و گره بردلشان افتاده که از فهم قرآن محروم افتاده اند».
اين توبيخ قرآني نوعي تشويق براي تدبّر در قرآن است، والّا حديث داريم « رب قاري القرآن و هو لعنه »که در اصول کافي آمده است «بسياري قرائت کننده قرآن وجود دارد که قرآن او را نمي پذيرد».
تدبر در قرآن يکي اين است که ما به ترجمه قرآن مراجعه کنيم. خيلي وقت ها از من سؤال مي کنند و من گاهي جرات مي کنم بگويم که شما ترجمه قرآن را بخوانيد؛ ولي چون ترجمه هيچ وقت مستقل نيست بعد دوباره ترجمه را با اصل بخوانيد. البته اگر رسم شود که يک آيه از قرآن بخوانيد با ترجمه اش، خيلي خوب است (البته نه ترجمه تحت الفظي؛ چون اين ترجمه ها خيلي مردم را اذيت مي کند و فکر مي کنند قرآن جسته جسته است. در حالي که متن قرآن يک پيوستار فوق العاده ادبي و هنري قدسي سطح بالايي است). توصيه مي کنم به ترجمه قرآن توجه شود.
من مثل ابو حنيفه آنقدر تند نمي روم که بگويم خواندن قرآن به فارسي جايز است، نه. وحدت اسلامي به هم مي خورد، وحدت ما از اين است که اين يک ميليارد و دويست يا سيصد هزار نفر مسلمان که داريم همه به يک زبان نماز مي خوانند. خوب ما اصل قرآن را حفظ مي کنيم و براي اين که معاني را بفهميم به ترجمه ها توجه مي کنيم. اگر اين عادت ما بشود بي آنکه معلم و کلاس و دبير ديده باشيم، با مقايسه ترجمه هاي مختلف قرآن با هم در ما يک شمّ فهم قرآن ايجاد مي شود.

من دوستي دارم که خيلي در ترجمه قرآن وسواس دارد. روزي به او گفتم برادر من، شما که اينقدر در ترجمه قرآن وسواس داري برو و خود قرآن را ياد بگير. به کمک ترجمه ها خود قرآن را فرا بگير تا خودت معني آن را بفهمي، « افلا يتدبرون القرآن » يعني چه ؟ «ام علي قلوب اقفالها »يعني چه؟ قرآن هم مظهر فصاحت است. باور بفرماييد نهج البلاغه از خود قرآن دشوارتر است. با آنکه 50 سال بعد از قرآن کريم است و جزو کتابهاي مقدس ماست و آن را اخ القرآن و تالي قرآن مي شماريم، در جاهايي دشوارتر از قرآن است و اساساً قرآن متني بسيار روان و فصيح و شيوا است. قرآني که آن همه مردم را تکان داد و آن انقلاب عظيم را برپا کرد که «يدخلون في دين الله افواجا» به خاطر فصاحت عظيم آن بود ، نه به خاطر غزواتي که در گرفت؛ غزوات براي فهم قرآن در مي گرفت.
همه دعاها براي آمين است برخي ممکن است قرآن را به انگليسي هم بخوانند علاوه بر نص مقدس عربي که اشکالي ندارد. به ترکي آذري يا به ترکي استانبولي هم وجود دارد که مرحوم گل پينارلي انجام داده اند، مي خواهم بگويم به هر زباني ترجمه خوانده شود بلا اشکال است ولي به شرطي که آنقدر همراه با قرآن خوانده شود تا قرآن را بتوان به استقلال خواند.
همه كساني كه با تو مي خندند دوستان تو نيستند. مثل آلماني
ميراثي گران بهاتر از راستي و درستي نيست. شكسپير
اشخاصي را كه از فرصت هاي مناسب زندگي خود كمال استفاده را مي برند خود ساخته مي گويند. توتل
آن نعمت نصیب ماست که قدرش را می دانیم وگرنه از صورت زیبا برای کور چه حاصل ؟. ویلیام تن
اگر روزی به چیزی نیازمند شدی به ملک و مال و دیگر اسباب حشمت و بزرگی خویش مناز . به کار و پیشه ای بپرداز که نامت سبک و ننگین نشود .بزرگمهر
انسان باید والاترین آرمانهایش را دنبال کرده و هرلحظه به آنها عمل کند، چرا که آنچه شخص اینک انجام می دهد بازگشتی مکرر در سراسر ابدیت خواهد داشت. فردریش نیچه
اگر تا کنون به نصف آرزوهایتان رسیده اید ، بدون تردید زحمت شما دو برابر شده است . ایبسن
آنگاه که سنگ خویشتن را به سینه می زنید نباید امید داشته باشید همگان فرمانبردار شما باشند . ارد بزرگ
خوش بين باشيد اما خوش بين دير باور. ساموئل اسمايلز
كسي كه از مرگ مي ترسد از زندگي لذت نتواند برد. اسپانيولي
زينت انسان در سه چيز است ؛ علم، محبت، آزادي. افلاطون
آنان كه به علم خود عمل نكنند مريض را مانند كه دوا دارد و به كار نبرد. ديمقراطيس
نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 1:34 موضوع | لینک ثابت
ونجليز يکي از معروف ترين سرايندگان و آهنگسازان يونان محسوب مي شود. او تاكنون تنظيم کننده و سازنده بسياري از آهنگ ها و تعداد زيادي موسيقي فيلم بوده. وي زياد در انظار عمومي ظاهر نمي شود و به ندرت مصاحبه مي کند. به شايعات و مسائل حاشيه اي بي توجه است و تمام تمرکز خود را به کارش معطوف مي کند.
ونجليز اديسيوس پاپاتاناسيوس در 29 مارس 1643 در شهر کوچکي در نزديکي والوس يونان متولد شد. از چهار سالگي شروع به نواختن پيانو کرد و در 6 سالگي اولين تصنيف خود را براي عموم اجرا کرد. از همان زمان کودکي استعداد خود را در موسيقي نشان داد . والدينش سعي کردند با گرفتن معلم خصوصي او را تشويق کنند اما او به آموزش هاي رسمي جواب نداد. خود ونجليز در اين باره مي گويد: هميشه احساس مي کنم که نمي توان همه چيز را از طريق آموزش هاي کلاسيک ياد گرفت چرا که اين تجربهها و اندوخته هاي فردي هستند که در نهايت نتيجه مي دهند.
در اوايل دهه 60 ونجليز پس از رها کردن مدرسه به اتفاق تعدادي از دوستانش گروهي به نام فرميکس را تشکيل دادند. اين گروه در زمان خود توانست هزاران نفر از طرفداران تشنه موسيقي را به استاديوم هاي يونان بکشاند. ونجليز حقيقتاً اولين هنرمندي است که موسيقي پاپ را در کشورش يونان پايهگذاري کرد. فرميکس به زودي محبوبيتي عمومي در يونان پيدا کرد.
به دنبال تحولات اجتماعي که در سال 1968 در يونان اتفاق افتاد ونجليز يونان را ترک کرده و به پاريس رفت در آنجا به اتفاق ديموس راسوس و لاکوس گروه موسيقي "آفروديت چايلد" را تشکيل داد. اين گروه در اولين انتشار خود با آهنگ «باران و اشک ها» موفقيت خوبي در سراسر دنيا به دست آورد. آلبوم "آفروديت چايلد" به مدت بيش از سه سال آهنگ شماره يک اغلب کشورهاي اروپايي بود. اين گروه پس از تهيه آلبوم "666" از هم جدا شدند و ونجليز براي مدتي در پاريس ماند و يک موسيقي فيلم براي کارگرداني فرانسوي به نام فردريک روسف ساخت و در همين زمان بود که اولين آلبوم تک نفره خود را با اجراي بسيار عالي در استاديوم المپياکوس يونان اجرا کرد .
در سال 1974 بعد از موج شايعاتي که در مورد پيوستن او به گروه موسيقي يس (ريکي وايکمنس) به وجود آمده بود به لندن رفت. همکاريش با گروه يس بيش از چندين هفته طول نکشيد چرا که سمت و سوي موسيقي ونجليز با اين گروه کاملاً متفاوت بود . اما همين زمان اندک باعث دوستي نزديک او با جان اندرسن شد.
ونجليز قراردادي با يک شرکت آهنگسازي به نام RCA امضا کرد ونجليز 24 آهنگ براي اين شرکت در استوديوي معروف نيمو توليد کرد . ونجليز استوديوي نيمو را كه ساختمان معروفي است در نزديکي ساختمان ماربل لندن, به عنوان استوديوي شخصي اش انتخاب کرد. اولين آلبومش در اين استوديو "بهشت و جهنم" بود؛ اين آلبوم کلکسيوني از بهترين آهنگ هاي پاپ بود که توانست طلايه دار موسيقي پاپ در اروپا و ايالت متحده آمريکا شود. پس از "بهشت و جهنم" آلبوم هاي بعدي نيز به موفقيت هايي دست يافتند و فروش زيادي در بازارهاي موسيقي بدست آوردند.
در همين دوران ونجليز يکي از معتبرترين جوايز (اسکار) را به خاطر ساخت موسيقي فيلم ارابه هاي آتش در 1982 بدست آورد. ونجليز با اکثر سازهاي موسيقي آشنايي دارد ، او سراينده، تنظيم کننده و تهيه کننده نيز هست. تهيه بيش از 20 آلبوم، ساختن موسيقي براي بسياري از فيلم ها (از جمله فيلم "فتح بهشت" كه با استقبال منتقدان روبرو شد)، برنامه هاي تلويزيوني ، تئاتر و رقص هاي باله او را تبديل به پرکارترين آهنگسازان جهان کرده است.
سبک موسيقي ونجليز بسيار متنوع است چنان كه در تمامي سبکهاي پاپ، راک، کلاسيک و جاز، آثاري خلق كرده است. خود او در مورد آثارش مي گويد: "تمام تلاش من اين است که به مخاطبم بگويم که هر آهنگي حاوي تفکري است، تمام کاري که من مي کنم اين است که موسيقي را به آنها برسانم اين ديگر به عهده خود آنهاست که چه چيزي از آن بگيرند".
آلبومها:
1968: پايان جهان
1969: ساعت پنج است
1972: آلبوم 666(اين آلبوم در دو سي دي منتشر شده است)
1994: آفروديت چايلد(باران و اشک ها آهنگ مشهور اين آلبوم است)
1995 : بزرگترين موفقيت(اين آلبوم توسط کمپاني BRA در هلند گردآوري شده و شامل کلکسيوني از بهترين هاي آلبوم آفروديت چايلد با کيفيت صداي بسيار بالا، کتابچه راهنماي آن شامل عکس هاي مختلف از ونجليز و همچنين بعضي آهنگ هايي که هرگز منتشر نشده اند مي باشد).
1996 : کلکسيون کامل(اين آلبوم شامل 2 سيدي با بيشترين آهنگهاست (46 آهنگ) که توسط برت وان بريدا از کمپاني BR موزيک هلند جمع آوري شده است. بسياري از اين آهنگها هرگز در هيچ کجا منتشر نشده بودند).
2001 : آهنگ ها
2002 : بابيلون عزيز
2004 : آهنگ ها (اين آلبوم شامل گزيدهاي از بهترين آهنگ هاي آلبوم هاي اوليه ونجليز مي باشد که در دو سيدي عرضه شده است)
آنکه از دست روزگار به خشم می آید ، هر آنچه آموخته بیهوده بوده است .گریستن
هيچ چيز غرور مرد را مثل شادي زنش ارضا نميكند; چون هميشه آن را مربوط به خود ميداند . جونسوند
كلمات حباب آبند و اعمال قطره طلا . ضرب المثل شرقي
كار ريشه هاي تلخ و ميوه شيرين دارد. ضرب المثل آلماني
نگارش انديشه ها، سرمايه آينده است. ضرب المثل اسپانيائي
به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن. شكسپير
عجله مباح نیست مگر در سه کار : یکی آنکه دختر به شوهر رود ، دوم آنکه میت را زود دفن کنند ، و سوم آنکه طعام زود پیش مهمان برند .ویلیام تن
تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است . ارد بزرگ
چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن. كانت
براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است اول پشتكار دوم پشتكار، سوم پشتكار. لردآديبوري
كسي كه به جلوي رويش نگاه نمي كند عقب مي ماند. مثل اسپانيولي
كسي كه فقط به كمك چشم ديگران مي بيند گول مي خورد. مثل فرانسوي
تو از جسم و فکر تشکیل شده ای. قوانین مربوط به جسم وضع می شوند، اجرا می شوند، پایان می پذیرند، اما فکر ما مرز نمی شناسد. وین دایر
بسیاری از چیزهای را که می خواهیم داشته باشیم می توانیم با نشان دادن توانمندی خویش به آسانی بدست آوریم . ارد بزرگ
نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 1:32 موضوع | لینک ثابت

اندک زمانی ، فرصتی و مجالی پیش آمد تا بتوانم از محضر استاد دکتر محمد تقی رادمنش بهره برم
که ماحصل این گفتگوی کوتاه را با پادشه عرصه آرم و نشانه جهان در ادامه می آورم .
اندک کلامی باقیست و آن ، اینکه : استاد علی رقم تمامی مشغله های کاری بی دریغ و متواضعانه
وقت و زمان دادند تا این حقیر آنچه در اندیشه دارم پرسش کنم و به تک تک سئوالاتم پاسخ گفتند .
که این خود نشان دهنده خضوع و عظمت این مرد وارسته در عرصه هنر و اخلاق را دارد.
- جناب استاد تعریف شما از آرم و نشانه چگونه است ؟
نشانه و آرم جلوه ای از اهداف و فعالیتهای مختلف است . که این می تواند نمایی از فعالیتهای
اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و ... باشد
که هنرمند به ساده ترین گونه ممکن آرمان ها را به نمایش می گذارد .
- ویژگیهای یک آرم خوب در چیست ؟
مهترین ویژگی آن در سادگی عناصر بصری می باشد این ویژگی موجب می شود که مخاطب با
نخستین نگاه به اسرار پشت پرده آرم پی ببرد.

- به نظر شما استاد ، چرا آرم صلح شما اینقدر مورد توجه جهانیان واقع شده است ؟
با توجه به کارزار و جنگ هایی که در جهان برپاست انسانها همه بدنبال مفاهیم آشتی جویانه و صلح
اند و شاید از این بابت این اثر که در تجلیل از صلح اجرا شده مورد پسند و اقع گشته است فکر می
کنم در هر زمینه ای اگر ندای هنرمند همین موضوع باشد با خواست و تشویق همگانی مواجه گردد.
- نظر مرحوم استاد مرتضی ممیز در رابطه با این اثر چه گونه بود ؟
ایشان به حق از مفاخر ایران زمین بودند خوشبختانه به کل ایشان در مورد آثارم نظر مثبت داشتند و
از این بابت خوشحالم .
پرسشهای بی شماری بر جای ماند چرا که در این هنگام دوستان استاد با جعبه های شیرینی و
دسته های گل به استقبال ایشان آمدند و ...
نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 1:31 موضوع | لینک ثابت

26 جولاي (4 مرداد ماه) تولد"جورج برنارد شاو"، نمايشنامه نويس ايرلندي و برنده نوبل ادبيات 1925 است.
"برنارد شاو"( 1856 )سيماي درخشان درام انگلستان و استاد كمدي نويسي عصر ،منتقد و مصلح اجتماعي درخانواده اي پروتستان در دوبلين متولد شد.پدر "شاو"، كارمند دون پايه دولت و بعد بازرگاني ناموفق بود ،مادرش در موسيقي و آواز ذوق و مهارتي داشت و فرزند را با موسيقي وآثار بعضي آهنگسازان آشنا كرد و "شاو" خواندن و نوشتن را در خانه فرا گرفت،اما براي پيشرفت فعاليت هاي ادبي اش در دهه 1870 به لندن مهاجرت كرد."شاو" در در لندن با افكار سوسياليست ها آشنا شد و راه حل معضلات اجتماعي را در سوسياليسم علمي و ملي كردن سرمايه و اراضي يافت .او 5 رمان نوشت كه هيچ يك مورد قبول واقع نشد تا اينكه نخستين موفقيتش به عنوان يك منتقد موسيقي در روزنامه "استار" سر رسيد .
او، سال 1895 منتقد آثار در نشريه "مرور شنبه" شد و اين نخستين گام پيشرفت او به سوي يك نمايشنامه نويس تمام وقت بود.
نخستين نمايشنامه موفق وي، "كانديدا" بود كه سال 1898 به روي صحنه رفت و پس از آن به نوشتن مجموعه اي از كلاسيك هاي كمدي روي آورد كه از آن جمله عبارتند از: "مرد و اسلحه" (1898)، "حرفه خانم وارن" (1898)،" انسان و ابر انسان" (1902)،" سزار و كلئوپاترا"(1901)،" سرگرد بار بارا"(1905) .
وي پس از جنگ جهاني اول به نوشتن آثار جدي تر روي آورد.
"شاو" تا زمان مرگش نه تنها در بريتانيا كه در كل جهان چهره اي شاخص بود و طنز آيرونيك (طعنه آميز) او عبارتي را وارد زبان كرد كه نمايانگر طنز خاص او باشد. عبارت "طنز شاوگون" معروف، طنز خاص "شاو" است.
برخي آثار او عبارتند از: "مرد سرنوشت" (1897) ،"هرگز نخواهي گفت" (1898)،" ترديد پزشك" (1906)،" مزرعه سيب" (1929)، "انسان و ابر انسان"، "بدترين تبهكاري هاي آندروكلس و شير پيگماليون" و "دختر سياه پوست در جستجوي خداوند" نيز عنوان رمان است. "شاو" از جمله نويسندگاني بود كه مي توانست هر دو روي سكه را ببيند و مي خواست چيزهاي تكان دهنده اي بگويد تا مردم را به انديشيدن وادارد و نمايشنامه هاي او سرشار از روح جنبش بود. او در زندگي اش همواره در پي انديشه هاي نو بود. او هرگز در پي پذيرفتن و قرار گرفتن در قالب هاي قراردادي نبود . او، سال 1925 به خاطر مجموعه آثارش جايزه نوبل ادبيات را از آن خودش كرد .
در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني.چارلي چاپلين
فضائي بين پندار و عمل وجود دارد كه با پشتكار پيموده مي شود. جبران خليل جبران
با مصلحت ديگران ازدواج كردن در جهنم زيستن است . شوپنهاور
هرکه سخن نسنجد از جوابش برنجد. سعدی
روان مردگان و زندگان در یک ظرف در حال چرخش اند . ارد بزرگ
خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود بدهیم که در آرزوی آن باشیم . آنتوان چخوف
اسرار شخص ، مانند زندانیانی است که چون رها شوند تسلط بر آنها غیر ممکن است . شوپنهاور
اگر کسی نه در وقت ضرورت سخن گفت قدرش شکسته می شود . بزرگمهر
اگر توانایی عالمان ایران را از جهان علم گرفته شود چیزی جز سیاهی باقی نمی ماند . پور سینا
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تنها علاج عشق، ازدواج است. بوخوالد
اين كه چقدر زمان داري مهم نيست چگونه مي گذراني مهم است. لينكلن
انسان هرگز حتي به مرگ هم تسليم نمي شود مگر زماني كه اراده اش ضعيف باشد. ادكارآلن پو
انسان نمي تواند به همه نيكي كند، ولي مي تواند نيكي را به همه نشان دهد. رولن
در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکستهای خود نروید . جبران خلیل جبران
پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید . ارد بزرگ
نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 1:30 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY